وبلاگ مسجد امام حسین(ع) روستای كیاگهان و دادقانسرا از توابع بخش کومله شهرستان لنگرود
مسجد امام حسین (ع) كیاگهان و دادقانسرا در هفته دولت سال 94 با حضور فرماندار و آقای مهندس لاهوتی نماینده محترم شورای اسلامی و حمع
درباره وبلاگ


با اینكه پروانه ساخت مسجد در سال 1388 اخذ شده بود ولی بدلیل عدم تمكن مالی اهالی روستا و عدم كمك متصدیان امر موفق به ساخت مسجد نشدیم. اما با كوشش و تلاش و برنامه ریزی و همت والای هیات امناء مسجد و همیاران پر تلاش، مسجد در كمتر از یكسال ساخته شد و مورد بهره برداری موقت قرار گرفت. در حال حاضر برای تكمیل آن (ایزوم گام نمودن و سنگ نمای بیرونی و تامین فرش سجاده ای طبقه دوم، سفید كاری) نیاز مبرم به كمك مالی شما عزیزان داریم.لازم بذكر است تاسیس این مسجد در سال 1273 بوده است. از سال 93 تاكنون(فروردین 95) 19 میلیون تومان در 5 مرحله ازطرف اداره اوقاف و خیریه و تبلیغات اسلامی شهرستان لنگرود و استان كمك مالی شده اشت.
برای تكمیل مسجد منتظر كمك مالی شما هستیم.
شماره حساب جاری نزد بانك سپه املش :142800112005
شماره 16 رقمی عابر بانك سپه :5892101095178055
هر دو شماره حساب بنام مسجد امام حسین(ع) کیاگهان و دادقانسرا می باشد.

مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ مهندس نعمت پیكران مانا
مطالب اخیر
نظرسنجی
نظر شما درباره ی برگزاری جشن میلاد امام زمان عج چیست؟











مبعث رسول اکرم (ص)
 
بعثت پیامبر روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد
26 اردیبهشت (27 رجب) ؛ مصادف با مبعث رسول اکرم(ص)
روز مَبْعَث ،روزی است که پیامبر اسلام(ص) ، به درجه پیامبری برگزیده شد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند. حضرت محمد( ص) در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می کرد.
 27 رجب سالروز بعثت حضرت محمد(ص) از روزهای خوب و متبرکی است که اعمالی برای شب و روز آن ذکر شده تا امکان بهره مندی هرچه بهتر و بیشتر از این فرصت معنوی فراهم شود

شب مبعث از شبهای متبرکه است و برای آن اعمالی ذکر شده:
 
* در مصباح از حضرت ابوجعفر امام جواد (ع) روایت شده که فرمود در رجب شبى است که از آنچه که بر آن آفتاب می تابد بهتر است و آن شب بیست و هفتم رجب است که در صبح آن پیغمبر خدا (ص) به رسالت مبعوث شد و براى آن شب اعمالی است که اگر شیعه ای از ما آن اعمال را در آن شب انجام دهد اجر عمل شصت سال می برد.
 
در مورد این عمل آمده: پس از نماز عشاء هر ساعتى از شب را تا پیش از نیمه آن بیدار شو و دوازده رکعت نماز اقامه کن و در هر رکعت حمد و سوره اى از سوره هاى کوچک مفصل ( مفصل ازسوره محمد است تا آخر قرآن) بخوان.
 
مای پیکس لاو :نمازها دو رکعتی هستند. پس از هر دو رکعت بعد از سلام؛ هفت مرتبه سوره حمد، هفت مرتبه مُعَوَّذَتَیْن، و سوره های توحید و قُلْ یا اَیُّها الْکافِرُونَ هر کدام هفت مرتبه، و سوره قدر و آیة الکرسى هر کدام را هفت مرتبه بخوان.
 
بعد از اتمام نماز این دعا خوانده شود:
 
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ وَ لَمْیَکُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُکَ بِمَعاقِدِ عِزِّکَ عَلَى اَرْکانِ عَرْشِکَ و َمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ وَ بِاسْمِکَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ وَ ذِکْرِکَ الاْعْلىَ الاْعْلىَ الاْعْلى وَ بِکَلِماتِکَ التّامّاتِ اَن  تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تَفْعَلَ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ...
 
ستایش خاص خدایى است که نگیرد فرزندى و نیست براى او در فرمانروایى شریکى و نیست برایش یاورى از خوارى و به بزرگى کامل بزرگش شمار، خدایا از تو خواهم به حق چیزهایى که موجبات عزتت بر پایه هاى عرشت مى باشد و به حق سرحد نهایى رحمتت از کتابت و به نام بزرگتر بزرگتر بزرگترت و به حق ذکرت که والاتر و برتر و اعلى است و به کلمات تام و تمامت....
 
پس بخوان هر دعایى و حاجتی که داری و درود فرست بر محمد و آلش .
 
* انجام غسل در این شب مستحب است.
 
* زیارت حضرت امیرالمؤمنین (ع) که افضل اعمال  شب عید مبعث است.

اعمال روز عید مبعث
عید مبعث از جمله اعیاد عظیمه است و روزى است که حضرت رسول (ص) در آن روز به رسالت برگزیده شد . برای این روز  چند  عمل ذکر شده است :
 
* غسل
 
* روزه، روز عید مبعث یکى از چهار روزى است که در تمام سال امتیاز دارد براى روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال.
 
* بسیار صلوات فرستادن.
 
* زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین .
 

مشارق انوار الیقین، ص 51
مناقب الخارزمی، ص 257
اثبات الهداة، ج 2



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


بعثت، یک ضرورت طبیعی و فطری

بعثت انبیا و پیامبران، یک ضرورت و نیاز طبیعی و فطری انسان است؛ زیرا هرگز کتاب آسمانی به تنهایی کارساز نیست؛ خداوند پیامبران را برای تبیین راه و ارشاد و هدایت مردم به سوی حق و خیر و صواب، مبعوث کرده است تا حق برای همگان روشن گردد و این چنین بود که در طول تاریخ، پیامبران و یا اوصیای آنان برای راهنمایی و ارشاد مردم آمدند و مردم را انذار و هشدار دادند، تا مبادا در نتیجه تبعیت از هواهای نفسانی از صراط مستقیم منحرف شوند.

بعثت در نهج البلاغه

حضرت علی(ع) در بیان وضعیت اجتماعی اعراب دوران رسول خدا(ص) و نیز بعثت پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: «خداوند حضرت محمد(ص) را برای هشدار به جهانیان و پاسداری از قرآن فرستاد، در حالی که شما گروه اعراب بر بدترین آیین و در فاسدترین جایگاه، قرار داشتید. در میان سنگ های درشت فرود می آمدید و با مارهای خشن سر و کار داشتید. آب گندیده می نوشیدند و نان خشکیده می خوردید. با این حال خون یکدیگر را می ریختید و با خویشان خود بد عمل می کردید. بت ها در میان شما بر افراشته و گناهان سراسر وجودتان را فرا گرفته بود. در چنین محیطی که مه غلیظ خرافه پرستی و سنت های زشت جاهلی سرتاسر جامعه را فرا گرفته بود، خداوند حضرت پیامبر(ص) را مبعوث فرمود تا آنان را به چشمه حقیقت و راه مستقیم هدایت رهنمون گرداند.

بعثت در قرآن

خداوند در یکی از آیات قرآن کریم، وضعیت دوران قبل و بعد از بعثت پیامبر را این گونه ترسیم کرده است: «به تحقیق خداوند بر آنان منت نهاد و در میان خودشان رسولی را برانگیخت؛ رسولی از خودشان که آیات او را بر آنان تلاوت کند و آنان را تهذیب و تزکیه نماید و رشد و تعالی ببخشد و کتاب و حکمت به ایشان بیاموزد؛ اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکاری به سر می بردند».

بعثت؛ عید مسلمین

در بیست و هفتم ماه رجب، در غار حرا، اولین آیات خداوند بر پیامبر نازل شد و او را دعوت به خواندن کرد، خواندن به اسم رب، ربّی که انسان و همه چیز را آفریده است؛ ربّ بزرگوار و عظیمی که استفاده از قلم را به انسان آموخت و علومی را به او یاد داد که هرگز از آنها اطلاعی نداشت و پیامبر به نام پروردگارش مردم را به سوی خدا دعوت نمود. پس این روز، بسیار عظیم و بزرگ است.

تلاوت آیات و احکام

خداوند در سوره آل عمران یادآور می شود که یکی از انگیزه های بعثت رسول اکرم(ص)، تلاوت آیات و آموختن احکام شریعت بر مردم است. یعنی پیامبر مبعوث شد تا آیات و احکام قرآن را بر مردم تلاوت کند و واسطه فیض از سوی ذات اقدس ربوبی بر بندگانش باشد تا حجت را بر مردم تمام گرداند و مجالی برای بهانه و عذرهای سست و واهی نماند. از این روی خداوند هم قرآن را فرستاد و هم قرآن شناس را؛ هم آیاتش را فرستاد و هم کسی را که آیاتش را بر مردم ابلاغ کند تا آنان را از برگزیدن راه انحرافی باز دارد.

قیام به عدالت

یکی از اهداف بعثت انبیا، قیام به عدالت است. چنان که قرآن کریم به صراحت این امر را بیان می دارد: «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شتاسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند».

رفع اختلاف

یکی از اهداف بعثت انبیای عظام، برداشتن اختلاف ها از میان مردم است. قرآن کریم در این باره می فرماید: «مردم در آغاز یک دسته بودند و تضادی در میانشان وجود نداشت، به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد، و اختلافات و تضادهایی در میان آنها رخ داد. در این حال خداوند پیامبران را بر انگیخت، تا مردم را بشارت و بیم دهند، و کتاب آسمانی که به سوی خود دعوت می کرد، با آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند».

تقویت و ارتقای تفکر

یکی از انگیزه های بعثت انبیا، تقویت تفکر و اندیشه های صحیح و ارتقای سطح آگاهی مردم است. امام کاظم(ع) در این باره می فرمایند: «خداوند پیامبران و رسولان را به سوی بندگانش مبعوث نکرد، مگر این که به یاری خدا در چهارچوبی که برای اندیشه مشخص شده است بیندیشند و بر معلومات و ارتقای فکری خود بیفزاید».

تکمیل و ارتقای ارزشهای اخلاقی

یکی از اهداف و انگیزه های بعثت، تکمیل و رشد ارزشهای اخلاقی است. پیامبر اسلام مبعوث شد تا اخلاق انسان ها را اصلاح و کامل نماید و اخلاق زشت و ناپسند را از آنان بزداید و اخلاق نیکو و پسندیده را جایگزین آن سازد. چنان که رسول گرامی اسلام(ص) آشکارا فرمود: «همانا به پیامبری برانگیخته شده ام تا ارزشهای اخلاقی را به کمال برسانم». و در سخن دیگر فرمودند: «همانا مبعوث شده ام تا نیکی اخلاق را به درجه عالی و کمال برسانم».

آزادی انسان از زیر یوغ طاغوت ها و استکبار

پیمودن راههای تکامل در ابعاد گوناگون که اساس آن اعتقاد به یکتایی و بی همتایی خداوند است، و نیز اجتناب از عوامل سقوط و نفی معبودهای باطل، همواره یکی از اهداف بعثت انبیا بوده است. چنان که خداوند در این باره می فرماید: «ما در هر امّتی رسولی را برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید».

بعثت چیست؟

بعثت یعنی سرآغاز مبارزه با هرگونه شرک و انحراف فکری، عقیدتی، عملی و هرگونه خرافات. بعثت، یعنی رستاخیز و به پاخاستن برای نجات انسان ها از زیر یوغ اسارت های فکری، سیاسی و اجتماعی. بعثت، یعنی طاغوت زدایی، شرک زدایی و زدودن هرگونه عوامل و پیشینه هایی که موجب سقوط و عقب گرد خواهد شد. بعثت، انفجار نور درخشان الهی در میان ظلمت های متراکم گوناگون. بعثت، تجلی حق در برابر باطل و باطل پرستی، و نابودی هرگونه باطل و بیهوده گرایی بعثت، فرود صاعقه ای سوزان بر خرمن مفسدان، تبهکاران، و نیرنگ بازان و براندازی دام های شیطان، و عوامل و طرفداران شیطان. بعثت یعنی: همان عروه الوثقی ای نجات و پیروزی که به تعبیر قرآن در دو چیز خلاصه می شود: تکفیر طاغوت و ایمان به خدای بزرگ؛ همان عروه الوثقی ای که در تسلیم در برابر حق، و انجام کار نیک خلاصه می شود.

طلوع خورشید حق

بعثت، نعمت خدا بر بشریت است و منّت آفریدگار، بر انسان ها! اگر هستی، صدفی گوهرپرور است، آن گوهر، وجود حضرت رسول(ص) است که به «تکوین»، معنی بخشیده است. و خداوند را، چه تدبیرهایی شگفت و زیباست، در آراستن چهره خلقت و افروختن مشعل هدایت! آن گاه که خدا خواست تا چهره آفرینش را روشن کند «محمد» را آفرید. و آن گاه که خواست تا بر آدمیان منّت نهد و تاریخشان را به طراوت بهار مبدّل سازد و شب کائنات را به روز روشنایی و فروغ وحی، بیاراید، «مصطفی» را برگزید و برانگیخت. آری، بعثت، طلوعی بود که خورشید حق را از خاور تاریخ، تابانید. محمد مبعوث شد، تا شرک بت پرستی رخت بربندد، جهل و جور بمیرد، جاهلیت از صحنه زندگی ها بگریزد و چشم جهان به روی فروغ وحی گشوده شود.

تجلای محمد(ص)تا عیان از پرده شد حسن دل آرای محمد(ص)          شد جهان روشن زنور چهره زیبای محمد(ص)

تیرگی های ضلالت پاک شد از چهر گیتی                     بر طرف شد گرد غم از یک تجلای محمد(ص)

دورنمایی از آغاز بعثت

۲۷ رجب سال چهلم عام الفیل پیامبر(ص) بر فراز کوه حرا و در میان غار مشغول مناجات با خدا بود، ناگاه پیک وحی، جبرئیل امین بر آن حضرت نازل شد و آیات آغازین سوره علق را همراه مژده رسالت، برای آن حضرت خواند: «بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید، همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد، بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان کسی که به وسیله قلم تعلیم داد، و به انسان آن چه را نمی دانست، آموخت». به این ترتیب آغاز وحی و بعثت، با نام خدا و با خواندن و قلم و علم و آموزش آمیخته با توحید، شروع شد و این واژه های زرّین وحی، بیانگر آن است که بعثت یعنی: رستاخیز معنوی، و انقلاب در همه امور، که اساس آن انقلاب ها، انقلاب فرهنگی و آگاهی بخشی در همه زمینه هاست.


نخستین ایمان آورده ها

در میان زنان، خدیجه اولین زنی بود که به پیامبر(ص) ایمان آورد، علی(ع) نخستین مردی بود که به پیامبر گروید. امام علی(ع) در این باره می فرماید: «در آن زمان، اسلام در خانه ای نیامده بود، مگر خانه رسول خدا(ص) و خدیجه، و من سوم ایشان بودم. نور وحی و رسالت را می دیدم، بوی نبوّت را استشمام می کردم».

نماز جماعت سه نفره

گروه بسیاری از تاریخ نویسان، از عفیف کندی نقل کرده اند که گفته است: در زمان جاهلیت، روزی در مکه مهمان عباس بن عبدالمطلب بودم. ناگاه مردی را دیدم که آمد و در برابر کعبه ایستاد. پس از آن پسری آمد و در سمت راستش ایستاد. بعد هم زنی آمد، و در پشت سر آنها ایستاد. آنگاه دیدم که این پسر و این زن، به شیوه آن مرد، و به همراه او به رکوع و سجود می روند. این کار نامعمول، مرا به تعجب وا داشت و با کنجکاوی از عباس در این باره توضیح خواستم. وی گفت: آن مرد، محمد بن عبداللّه است. آن پسر، برادرزاده او، و آن زن همسرش می باشد. و من آرزو کردم که ای کاش چهارمین نفر آنها می بودم!».

دعوت پیامبر(ص) از جوانان

یکی از اقدام های سازنده رسول گرامی اسلام(ص) دعوت جوانان به راه های رشد و کمال بود. رسول گرامی اسلام به خوبی می دانست که روح جوان بسان سرزمین حاصلخیزی است که هرگونه بذری در آن پاشیده شود، می پذیرد و به زودی به نهالی و سپس درختی تناور تبدیل می شود. از این رو آن حضرت بسیار به جوانان توجه می کرد و آنها را به اسلام فرا می خواند.

قطره ای از دریای مکارم اخلاقی پیامبر(ص)

محمد(ص) از کودکی دارای ویژگی های اخلاقی فراوانی بود. وی بر عکس دیگر کودکان هم سن و سالش که ژولیده و نامرتب بودند همواره پاکیزه و آراسته بود؛ به وسایل بازی بچه ها، علاقه و رغبتی نشان نمی داد؛ از خوردنی ها، تنها به اندکی قانع بود، هرگز دروغ نمی گفت و کار زشت انجام نمی داد؛ خنده بیجا نمی کرد، خودخواه و متکبر نبود؛ هرگز کسی را نمی آزرد و با هیچ کس درشتی نمی کرد؛ بردبار، رازدار، با وفا و امین بود؛ از زیرکی خاصی برخوردار بود و همتی بلند داشت. با فقرا نشست و برخاست می کرد و آنان را دوست می داشت؛ بسیار متواضع و فروتن، و زاهد و پارسا بود؛ نمی گذاشت کسی در سلام بر او تقدّم جوید امید آنکه وجود پاک پیامبر خدا(ص) را همواره الگو و اسوه خویش بدانیم و از او درس بیاموزیم.

پیامبر(ص) و کمک در خانه

پیامبر در امور مربوط به خانه نیز یار و همراه همسر خود بود؛ به طوری که در نظافت خانه و پختن غذا به همسر خود کمک می نمود؛ کارهای شخصی خود را به تنهایی انجام می داد.

پیامبر(ص) و خنده رویی با مردم

پیامبر اسلام(ص) اغلب خندان و متبسّم بود، مگر آن گاه که قرآن فرود می آمد، یا در حال وعظ و پند دادن بود. رسول خدا(ص) کلام خویش را با تبسّم می آمیخت، و چهره ای خندان داشت، و با دیگران نیز با خوشرویی و خوشخویی برخورد می کرد. روایت شده است: «بیش از همه، لبخند داشت».

پیامبر(ص) و ادب در برخورد

سلام گفتن و دست دادن و مصافحه کردن، نشان ادب، تواضع و حسن خلق است. در حدیث آمده است: «از خلق و خوی حضرت آن بود که با هرکس برخورد می کرد، آغاز به سلام می نمود». و همچنین روایت شده است: «هرگاه با مسلمانی دیدار می کرد، با او دست می داد» و در دست دادن نیز مواظب بود تا دست خویش را زود عقب نکشد، تا مبادا طرف مقابل احساس بی علاقگی و سردی در برخورد پیدا کند.

پس شایسته است که در این امور پیش قدم باشیم.

پیامبر(ص) و مسواک زدن

رسول خدا(ص) اهمیت زیادی به مسواک می داد. دندانهایش پیوسته برّاق و سفید بود و دیگران را نیز به مسواک زدن سفارش می کرد. هرگاه می خوابید، مسواک را بالای سر خود می گذاشت. پیش از خواب مسواک می زد، وقتی از خواب بیدار می شد مسواک می زد. از آن حضرت روایت شده است: آن قدر به مسواک فرمان داده شدم که ترسیدم بر من واجب شود. چنان که نسبت به امت خویش نیز فرموده است: اگر بر امّتم سخت نبود آنان را امر می کردم که با هر نماز، مسواک نمایند.

پیامبر(ص) و ساده پوشی

ساده زیستی رسول خدا(ص)، بی توجهی به جلوه های فریبنده دنیا و ناز و نعمت آن در همه شؤون زندگی وی متجلّی بود نقل شده است که گاهی آن حضرت، روی حصیر می خوابید، بی آنکه جز آن چیزی زیرش باشد.

هرچه فراهم بود می پوشید، در حدیث است که: «هرچه که از حلال می یافت، می پوشید». مهم، مباح بودن جامه بود نه قیمت و جنس و دوخت و جذّاب بودن آن.


پیامبر(ص) و شوق عبادت

عارفان، مشتاق زمزمه و گفت و گو با محبوبند و چه کسی از پیامبر خدا عارف تر و عاشق تر به پروردگار بود؟ نشانه این اشتیاق را می توان در آن حضرت برای وقت اذان و نیز نماز ملاحظه کرد. آن بزرگوار می فرمود: «روشنایی چشم من در نماز و روزه قرار داده شده است». روزی ابوذر غفاری فرمود: ای ابوذر! خداوند، نماز را محبوب من ساخته است. همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه قرار داده است، گرسنه هرگاه طعام بخورد، سیر می شود، و تشنه، با خوردن آن سیراب می گردد، ولی من از نماز، سیر نمی شوم.

آبروی مدر دل مسلم، مقام مصطفی است               آبروی ما، زنام مصطفی است

طور موجی از غبار خانه اش                                  کعبه را بیت الحرم، کاشانه اش

بوریا ممنون خواب راحتش    تاج کسری زیر پای امّتش

در شبستان حرا، خلوت گزید قوم و آیین و حکومت آفرید

روز محشر اعتبار ماست او   در جهان هم پرده دار ماست او

فداکاری و گذشت پیامبر(ص)

رسول گرامی اسلام، بدرفتاری و بی حرمتی به شخص خود را با نظر اغماض می نگریست، کینه کسی را در دل نگاه نمی داشت و در صدد انتقام نیز بر نمی آمد. روح نیرومندش عفو و بخشایش را بر انتقام ترجیح می داد. در جنگ احد با آن همه وحشیگری و اهانت که به جنازه عمویش حمزه بن عبدالمطلب روا داشته بودند و آنحضرت از مشاهده آن به شدّت متألّم بود، اما به عمل متقابل با کشتگان قریش دست نزد و بعدها که به مرتکبین آن، از جمله هند زن ابوسفیان دست یافت، در مقام انتقام بر نیامد، و حتّی ابوقتاده انصاری را که می خواست زبان به دشنام آنها بگشاید از بدگویی منع کرد. همچنین پس از فتح خیبر جمعی از یهودیان که تسلیم شده بودند، غذایی مسموم برایش فرستادند. حضرت از سوء قصد و توطئه آنها آگاه شد، اما آنان به حال خود رها و متعرض آنها نشد.

حریم قانون

رسول گرامی اسلام(ص) از بدرفتاری و آزادی که به شخص خودش می شد عفو و اغماض می نمود، ولی در مورد اشخاصی که به حریم قانون تجاوز می کردند به هیچ وجه گذشت نمی کرد و در اجرای عدالت و مجازات متخلّف، مسامحه روا نمی داشت؛ زیرا قانون عدل، سایه امنیت اجتماعی و حافظ کیان جامعه است و نباید آن را بازیچه دست افراد هوسران قرار داد و جامعه را فدای فرد نمود. در فتح مکّه، زنی از قبیله بنی مخزوم مرتکب سرقت شد و از نظر قضایی جرمش محرز گشت. خویشاوندان وی به تکاپو افتادند که از مجازات او را متوقف سازند. امّا آن حضرت نپذیرفت و فرمود: «اقوام و ملل پیشین دچار سقوط و انقراض شدند، بدین سبب که در اجرای قانون عدالت، تبعیض روا می داشتند، قسم به خدایی که جانم در قبضه قدرت اوست در اجرای عدالت در حق هیچ کس کوتاهی نمی کنم، اگرچه مجرم از نزدیکترین خویشاوندان خودم باشد».

احترام به افکار عمومی

در زمان رسول خدا(ص)، اگر موردی جنبه فردی داشت و در عین حال یک امر مباح و مشروع بود، افراد، استقلال رأی و آزادی عمل داشتند. کسی حق مداخله در کارهای خصوصی دیگری را نداشت. ولی هرگاه مسئله مربوط به جامعه بود، حق اظهار رأی را برای همه محفوظ می دانست و با این که فکر سیّال و هوش سرشارش در تشخیص مصالح امور بر همگان برتری داشت، هرگز به تحکّم و استبداد رأی رفتار نمی کرد و به افکار مردم بی اعتنایی نمی نمود. نظر مشورتی دیگران را مورد توجّه قرار می داد و دستور قرآن کریم را در این مورد عملاً تأیید نموده و می خواست مسلمانان نیز این سنّت را نصب العین خود قرار دهند. در جنگ احد روش مبارزه را در معرض شور قرار داد که آیا در داخل شهر بمانند و به استحکامات دفاعی بپردازند و یا در بیرون شهر اردو بزنند و جلوی هجوم دشمن را بگیرند و پس از نظرخواهی از اصحاب دیدگاه دوم پذیرفته شد.

بعثت؛ هجوم نور به قلب تاریکی

بعثت، هجوم نور به قلب تاریکی است. عاشقان کوی محمد(ص) دل را به پای محبت او نثار می کنند تا صفای باطن به دست آورند. دل را به چشمه معرفت او می سپارند تا با زلال احکام الهیش زنگار از درون بزدایند. کشتی نشین دریای اهل بیت محمد می شوند تا سوار بر امواج ایمان به ساحل سعادت راه یابند! آنچه پیامبر(ص) بر این مردم خواند یکسره مایه حیات بود و وسیله نجات. دل او آسمان معرفت الهی است و کلامش باران رحمت خداوند! پس بر پویندگان راه محمد(ص) است که آن پیام آور مهر و صداقت را بشناسند و او را بزرگ بدارند.

روز ولادت اسلام

۲۷ رجب، یکی از بزرگ ترین اعیاد اسلامی است. روزی که رسول خدا به پیامبری مبعوث شد و وحی الهی بر آن حضرت نازل گشت. امروز روز ولادت اسلام است، روزی که مردم از ظلمات بیرون آمدند و به نور پیوستند، پس بر امت است که امروز را در سراسر جهان جشن بگیرند و شادمانی کنند، جشنی بزرگ که سزاوار این روز بسیار بزرگ باشد.

مشعل هدایت

در روزگاری که مردم در حیرت و گمراهی و هواپرستی و فتنه اندوزی، دست به گریبان بودند، خداوند سبحان بهترین بندگان و سرآمد پیامبران را، که سرّ خلقت و راز آفرینش بود، به رسالت مبعوث گردانید تا شعله هدایت را بر افروزد و نشانه های رستگاری را در سراسر جهان، ثابت و استوار نماید، و روشنی خواهان از این آفتاب فروزان هدایت، بارقه ای گیرند و رهروان راه، در سیاهچالهای ضلالت گام ننهند. خداوند با بعثت پیامبر(ص) نعمت و حجتش را بر جهانیان کامل کرد و این ما هستیم که باید با اعمال و کردار و رفتار خود، این بزرگترین نعمت را سپاس گوییم و از این حجت کامل پروردگار به خوبی پیروی کنیم و او را در لحظه لحظه های زندگی خویش، الگو قرار دهیم. و تنها در آن صورت است که سعادت دنیا و آخرت نصیبمان گشته، پیروز و رستگار خواهیم شد.

پیامبر(ص) در نگاه مهاتما گاندی خوشتر آن باشد که سرّ دلبران              گفته آید در حدیث دیگران

مقام و شخصیت معنوی آسمانی رسول مکرّم اسلام(ص) نه تنها پیروانش را شیفته خود ساخته، بلکه بسیاری از اندیشمندان و بزرگان غیرمسلمان را بر آن داشته تا از عظمت وی سخن بگویند و آن مرد خدایی را گرامی بدارند. گاندی، یکی از کسانی است که درباره پیامبر بزرگ اسلام چنین می گوید: «حضرت محمد(ص) پیغمبری بزرگ، و مردی شجاع بود و از کسی جز خدا نمی ترسید. هرگز ندیدند که چیزی بگوید و عملی غیر از آن به جا آورد. حضرت پیغمبر(ص) ثروت را اختیار نکرد با این که اگر می خواست می توانست. هنگامی که خواندم که خود و خاندانش چه محرومیت هایی به طور اختیاری تحمّل کردند، اشکها ریختم».



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

Image result for ‫درباره مبعث رسول اکرم‬‎

بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهمترین فراز از تاریخ اسلام بوده و نزول قرآن کریم نیز از این زمان آغاز می‌گردد. کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت دیگران می‌باشد.

همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی برمی‌آید، مسأله بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از خصوصیات و نشانه‌ها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و پاره‌ای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی داشته‌اند. نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده است.

بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر می‌نماید) دانشمندان اهل کتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون نزدیکترین کسان خود می‌شناخته اند. با مراجعه به تاریخ می‌توان افراد زیادی را یافت که در انتظار ظهور و بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده‌اند و افرادی از میان آنها، حتی به امید دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محل سکونت، مکان هجرت و یا حتی گذرگاه عبور و مرور آینده پیامبر هجرت کرده بودند که به عنوان نمونه، می‌توان به "بحیرای راهب" اشاره نمود.

بنابر این بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حادثه‌ای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت این امر سبب می‌شد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد. به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کرده‌اند. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند: "خداوند بزرگترین فرشته خود را از خردسالی پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته در تمام لحظات شبانه روز با آن حضرت همراه بود و او را به راههای بزرگواری و اخلاق پسندیده و شایسته رهبری می‌کرد."

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج می‌بردند. همچنین به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره می‌گرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است) می‌رفتند. این کناره‌گیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایه‌گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه می‌رفت و مستمندانی را که از آنجا می‌گذشتند، اطعام می‌نمود.

در واقع می‌توان گفت که این خلوت‌گزینی، زمینه‌ای برای تقویت هرچه بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمه‌ای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت به شمار می‌رفته است.

در دوران این خلوت‌گزینی‌ها نیز همچون سایر مراحل گوناگون زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام) (که پرورش یافته در خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در دامان ایشان است)، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی می‌نمود و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه و آب و غذا می‌برد.

پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را طواف می‌نمودند.

این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیع‌ترین و خاضع و خاشع‌ترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش هدایت کند.

Image result for ‫درباره مبعث رسول اکرم‬‎

نزول اولین وحی

به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:

"بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم.

 به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت."

همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که از آن جمله می‌توان به شنیده شدن صدای ناله‌ای اشاره نمود. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌گوید: "صدای ناله شیطان را در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: "یا رسول الله این ناله چیست؟" فرمود: "این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله در آمده است." سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: "تو می‌شنوی آنچه را من می‌شنوم و می‌بینی آنچه را که من می‌بینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمی‌شوی."

همانطور که قبلاً نیز بیان شد، حضرت علی (علیه السلام) در مواقع مختلف از جمله در دوران خلوت‌گزینی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه حضرت بوده‌اند و این سخن امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان می‌دارد که ایشان در لحظه نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشته‌اند. البته مطالعات تاریخی بیان می‌نماید که تنها شخصی که در آن لحظات، پیامبر را همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای همراهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن لحظات را ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار دیگر به آسمان بازگشت.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول اولین وحی

همانطور که در قسمتهای پیشین اشاره شد، قبل از بعثت، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهاماتی می‌شد و ایشان حالات فوق العاده‌ای داشتند. اما کیفیت نزول اولین وحی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و موضوع آن، به‌طور کلی با الهامات قبل از بعثت ایشان متفاوت بود. و این امر سبب شد تا حالات روحی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در نتیجه حالات جسمانی ایشان تغییر نماید. برای این تغییر حالت دو دلیل را می‌توان برشمرد:

اولاً ایشان در هنگام نزول اولین آیات قرآن، عظمت و جلال خداوند را هرچه بیشتر احساس کردند.

ثانیاً در هنگام بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بار بزرگ رسالت به عهده ایشان نهاده شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در شرایطی موظف به ابلاغ رسالت الهی خویش به مردم گشتند که جزیرة العرب را اوضاع نابسامان اجتماعی فراگرفته بود و در چنین شرایطی واضح بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از ابلاغ دعوت خویش نه تنها مورد تکذیب و تهمتهای ناروا و آزار و اذیت مشرکین قرار می‌گرفتند، بلکه آنان در مسیر رسیدن پیام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر مردم موانع بسیاری را ایجاد خواهند نمود. مجموعه این عوامل باعث دگرگونی حالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. اما خداوند نیز در این شرایط پیامبرش را تقویت نمود و ایشان را برای به انجام رساندن مسئولیت عظیم رسالتش، بیش از پیش آماده ساخت.

بازگشت از کوه حرا

پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامیکه به خانه رسیدند ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بازگو نمودند. خدیجه (سلام الله علیها) نیز که در سالهای همسری با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آثار بزرگی و پیامبری در ایشان را دیده بود، گفت:

"به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، بسر برده‌ام، و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی."

 Image result for ‫درباره مبعث رسول اکرم‬‎

نزول سوره مدثر

در همین روزهای آغازین بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در هنگام استراحت ایشان، جبرئیل برای بار دیگر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آیات نخستین سوره مدثر را بر ایشان خواند که:

"بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر

به نام خداوند بخشنده مهربان،ای کسی که جامه به خود پیچیده ای، برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر"

می‌توان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی خداوند بوده و لحظه‌ای از آن غافل نباشد و بدین گونه بود که اولین آیه‌های کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند.

نخستین مسلمانان

همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، حضرت علی (علیه السلام) به دلیل نزدیکی با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، همراه ایشان بوده‌اند که لحظه نزول اولین وحی هم یکی از آن مواقع بوده است. پس بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که حضرت علی (علیه السلام) که از نزدیک این وقایع عظیم و مبعوث شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، از جانب خداوند متعال را نظاره‌گر بوده‌اند، در آنجا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورده و به عنوان اولین مسلمانان، چه در میان زنان و چه در میان مردان یاد شوند.

خود ایشان نیز در چندین خطبه (در نهج البلاغه) که در حضور عموم مسلمانان و بیشتر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد می‌شد، می‌فرمایند: "من بر فطرت یکتاپرستی متولد شدم و از دیگران به ایمان و هجرت سبقت گرفتم."

همچنین می‌فرمایند: "هیچکس قبل از من به دعوت حق روی نیاورده است."

در مورد اولین زن مسلمان نیز باید گفت که به اتفاق عموم مورخان اسلام، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین زن مسلمان بوده‌اند، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مبعوث شدن با اولین کسی که برخورد داشته‌اند، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده، ضمناً، همانطور که در قسمتهای قبل نیز بدان اشاره شد، ایشان در گفتار خویش تلویحاً پیامبری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تصدیق نموده اند.

بعد از این دو بزرگوار می‌توان به ابوذر غفاری که جزو اولین مسلمانان بوده نیز اشاره کرد.

بعد از بعثت

پس از بعثت رسول خدا، جبرئیل از آسمان فرود آمد، آبی از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و رکوع و سجود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آموخت. همچنین سایر احکام و مسائل شرعی نیز توسط جبرئیل بتدریج بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل می‌شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این احکام را به نخستین مسلمانان آموزش داده و آنها هم این اعمال را انجام می‌دادند. به عنوان مثال در مورد نماز باید گفت که حضرت علی (علیه السلام) و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که اولین نمازگزاران بودند پشت سر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جماعت ایستاده و نماز را اقامه می‌کردند. گفته می‌شود آنها نماز ظهر را در کنار کعبه می‌خواندند ولی در مواقع دیگر در جاهای دیگر این فریضه را بجای می‌آوردند تا قریشیان متوجه آنها نشوند.

در این مدت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بتدریج کار دعوت پنهانی خویش را آغاز کردند که مشروح آن در قسمتهای آینده خواهد آمد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

Image result for ‫درباره مبعث رسول اکرم‬‎











سخنرانی بین صلاتین اقای مهندس نعمت پیکران و عرضتسلیت بمناسبت شهادت امام موسی کاظم ع و عرض تبریک بمناسبت فرا رسیدن عید سعید مبعث و برگزاری جشن عید در فرداشب در مسجد و اعلام 10 نفر از قران دوستان جهت شرکت درمسابقات قرانی در شهرستان لنگرود و اعلام اینکه چنانچه افرادی مایل به شرکت درمسابقه باشند میتوانند تا 15 اردیبهشت شرکت نمایند
و همچنین صحبت برگزاری جشن میلاد نیمه شعبان و مشارکت مردم دربرپایی جشن تولد آقا امام زمان عج




Image result for ‫درباره مبعث رسول اکرم‬‎
قرائت یک صفحه ای قران همراه با معنی توسط کربلایی نعمت پیکران





با تشکر فراوان و ارزوی توفیق روز افزون برای برادر منصور شریفی و خواهر شهید محمد جواد جوادی در تصویر بردار ی از این مراسمات معنوی و ارسال بموقع آن برای درج در فضای مجازی و اینترنت
Related image


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


اس ام اس مبعث پیامبر, مبعث پیامبر

مبعث

 روز مَبْعَث بر پایهٔ باورهای اسلامی، روزی است که محمد، پیامبر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. مسلمانان معنقدند او در غار حرا، توسط جبرئیل و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت‌پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند. محمد در این زمان چهل سال داشت و در مکه زندگی می‌کرد.

 

مبعث

باور شیعیان

بر اساس باور شیعیان، محمد مصطفی در روز ۲۷ رجب عام الفیل، سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام مبعوث شد. شیعیان این روز را جشن می‌گیرند و در روایات اسلامی اعمال مستحبی برای روز مبعث پیش بینی شده‌است. دعا، نماز و غسل مستحب از اعمال این روز است.

 

باور اهل سنت

در نزد اهل سنت تاریخ دقیق بعثت پیامبر مشخص نیز ولی بعضی معتقدند که این واقعه در شب ۲۱ ماه رمضان بوده است. به دلیل نامعلوم بودن تاریخ، مبعث نزد اهل سنت جشن گرفته نمی‌شود.

 روز مبعث, مبعث پیامبر

روز مبعث چه روزیست؟

 

روز مَبْعَث، روزی است که حضرت محمد، پیامبر گرانقدر اسلام، به درجه پیامبری برگزیده شد. در تقویم هجری قمری، ۲۷ رجب روز مبعث است.

 

حضرت محمد مصطفی در روز (۲۷ رجب) سال ۴۰ عام الفیل، همزمان با سال ۱۳ پیش از هجرت پیامبر اسلام، در غار حرا، توسط (جبرئیل) و از سوی خدا به پیامبری نایل آمد و مأمور شد که چندخداپرستی و بت‌پرستی را از زمین بردارد و خداپرستی را رواج دهد و پیام وحی را به مردم برساند.

 

روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه گرایی، هوس پرستی و جهل پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه هاست؛ عاطفه هایی که در رقص شمشیرها زخمی می شد و در جنگل نیزه ها جان می باخت. آن روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت ها، جان به بارش تیرها می دادند و زنان بی پناه، در بند اسارت می زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می خلید و چه زخم هایی دل عاطفه ها را می خَست.

 

روز مبعث، روز مرگ قساوت ها و شرارت ها بود؛ روز مرگ کرامت هایی که به پای بت ها قربانی می شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش های ناروا بود.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تبریک عید مبعث,متن تبریک عید مبعث,جملات تبریک عید مبعث,اس ام اس تبریک عید مبعث



مهدی بیا که عید اعظم پیمبر است

این بعثت محمد و تبریک حیدر است

در اهتزار پرچم قرآن هل اتی

تا موسم ظهور بدستان رهبر است

عید مبعث مبارک


ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت

در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت

خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت

بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت


عید آزادی زن های اسیر است امروز

عید خلق است و خداوند قدیر است امروز

دامن مکه پر از مشک و عبیر است امروز

بشریت را فرمان خطیر است امروز


بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست

بعثت سوم او واقعه ی عاشوراست

پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست

شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست


مکه آهنگ، به گلواژه ی اقرأ بنواز

کعبه از جا کن و تا غار حرا کن پرواز

یا محمد سخن خویش ز لا کن آغاز

خیز از جا به بت و بتگر و بت خانه بتاز


پیک وحی است که در غار حرا می آید

به محمد ز خداوند ندا می آید

ای خلایق همه این طرفه ندا را شنوید

گوش های شنوا حکم خدا را شنوید

بعثت رسول اکرم مبارک


ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد . . .


این چراغی است که تا شام ابد جلوه گر است

این یتیمی است که بر عالم خلقت پدر است

این نجات همه در دامن موج خطر است

این رسولی است که از کلّ رُسُل خوب تر است

جملات و اس ام اس های تبریک عید مبعث رسول اکرم 5 اردیبهشت 96

ای مکه احمد آمده آغوش خود را باز کن

ای کعبه بر دور سر آن جان جان پرواز کن

ای بت ثنای مصطفی با نام حق آغاز کن

ای آفرینش یک صدا آهنگ وحدت ساز کن

پیام کوتاه تبریک عید مبعث

یا رحمت للعالمین جبریل می خواند تو را

ای منجی کل بشر بیرون بیا از این سرا

تو شهریار عالمی تا چند در غار حرا

ای یوسف مصر وجود از چاه تنهایی درآ








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


با تشکراز شورای اسلامی روستای کیاگهان دراخذ شن و ماسه دیروز تعدادی ازاهالی محترم روستا ساکن کوچه شهید نوری در پخش کردن شن و ماسه کمک و مساعدت نمودند










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


این جلسه راس ساعت 7 غروب روز یکشنبه سوم اردیبهشت 96 درحسینیه مسجد امام حسین ع کیاگهان و دادقانسرا برگزار شد و تا اذان مغرب ادامه داشت سپس برای اقامه نماز جماعت و با ذکر یک صلوات بکار خود پایان داد



دراین جلسه  ابتدا تحویل حکم فرماندهی سپاه به خانم کبری نظری و معرفیایشان بعنوان فرمانده پایگاه بسیج خواهران ( فاطمه الزهرای کیاگهان) همگی عرض تبریک داشتند خدمت سرکارخانم نظری همچنین درخصوص سالروزتاسیس سپاه این روزبزرگ را به همه یطلایه داران و سپاهیان عزیز و مدافعان حرم تبریک وتهنیت عرض نمودند.

تصمیمات گرفته شده دراین جلسه:
1- مقرر شد برای فرداشب که شب جشن عید مبعث هست مولودی خوانی و سخنرانی داشته باشیم همراه با صرف چای و شرینی
2- تعداد 10 نفر از قران دوستان دررشته های مختلف قرانی در سطح شهرستان لنگرود نام نویسی و به اداره اوقاف معرفی شدند.
3- مقرر شد برای جشن نیمه شعبان برنامه منسجمی داشته باشیم و برای اینکاربا مردم هم صلاح و مشورت شود.
4- درخصوص جلسه ی فراخوان سپاه شهرستان لنگرود و با مطلوب ارزیابی کردن این جلسه خواستار  وحدت و یک پارچگی بین مسولین محلی و مردم شدند
5- مقرر شد برنامه ریزی برای دیدار با بخشدار جدید بخش کومله برادر ارجمند جناب آقای دکتر خداجو را انجام شئذ تا برخی ازمشکلات روستا مرتفع گردد






درپایان برای سلامتی اقا امام زمان و اعضایهیات امنای مسجد صلوات قرستاده شد و اماده شدن برای اقامه نمازجماعت



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()






سخنرانی بین صلاتین اقای مهندس نعمت پیکران درباره ی انتخابات ومشارکت مردم جهت شرکت درمسابقات قرانی در شهرستان لنگرود



قرائت یک صفحه ای قران همراه با معنی توسط کربلایی نعمت پیکران



و ترجمه ی یک صفحه از ایات تلاوت شده



با تشکر فراوانو ارزوی توفیق روز افزون برای برادر منصور شریفی و خواهر شهید محمد جواد جوادی در تصویر بردار ی از این مراسمات معنوی و ارسال بموقع آن برای درج در فضای مجازی و اینترنت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()










نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نام و نسب ابوطالب

نام ابوطالب، «عمران » است و بعضی او را «عبدمناف » نامیده اند. چون فرزند بزرگش «طالب » بود، او را ابوطالب خواندند. وی 35 سال قبل از تولد پیامبر اسلام(ص) در مکه معظمه در خانواده ای برجسته و خدا شناس دیده به جهان گشود. او با عبدالله پدر پیامبر(ص) برادر بود. پدرش «عبدالمطلب » جد پیامبر اسلام است که همه قبایل عرب وی را به عظمت و بزرگواری می شناختند و از او به عنوان مردی با کفایت و مبلغ آیین توحید ابراهیم یاد می کردند. عبدالمطلب، چنان مورد توجه دنیای آن روز بود که او را با لقب «سید البطحاء» آقای سرزمین مکه و حومه آن و «ساقی الحجیج » آب دهنده حاجیان خانه خدا و «ابوالساده » پدر بزرگواریها و «حافر الزمزم » ایجاد کننده چاه زمزم می خواندند. عبدالمطلب در حفظ و حراست وجود مبارک حضرت محمد(ص) بسیار کوشا بود. شیعه و اهل سنت بر این حقیقت معترف اند.

ابوطالب از چنین پدری به دنیا آمد و در خانه چنین شخصیت بزرگ و الهی پرورش یافت. ابوطالب چهار پسر و دو دختر داشت. پسران او ده سال با یکدیگر فاصله سنی داشتند. طالب پسر بزرگ اوست که از او نسلی باقی نمانده است. دومین فرزند او عقیل و سومین آنها جعفر معروف به جعفر طیار و چهارمین و آخرین فرزند پسری وی حضرت علی(ع) است. دو دخترش یکی فاخته نام داشت که او را «ام هانی » می خواندند و دختر دیگرش «ریطه » یا «اسماء» است. فرزندان ابوطالب همه از فاطمه بنت اسداند.(1)

گوشه ای از زندگانی افتخارآمیز ابوطالب

ابوطالب در خانواده ای خداپرست و موحد و در سایه پدری همچون عبدالمطلب که از کمالات روحی و امتیازات معنوی برخوردار بود، پرورش یافت. و همانند پدرش در مسیر آیین حنیف ابراهیمی قدم برمی داشت و منصب سقایت و آبرسانی به زایران خانه خدا و پاسداری از جان حضرت محمد(ص) را به نیکویی بر عهده گرفت.

ابوطالب نه تنها تحت تاثیر شرک و بت پرستی مردم مکه قرار نگرفت، بلکه در مقابل شیوه های جاهلیت ایستادگی کرد و نوشیدن مشروبات را بر خود حرام ساخت و خود را از هرگونه فساد و آلودگی، برحذر داشت.(2) او نخستین کسی است که «سوگند خوردن اولیای مقتول برای اثبات قتل » را در امر قضا، سنت قرار داد و بعدها اسلام نیز آن رابا نام «قسامه » تثبیت کرد.(3)

مورخان نوشته اند: «ابوطالب سه سال قبل از هجرت، بعد از آن که پیامبر(ص) و یارانش از «شعب » خارج شدند، در ماه شوال یا ذی القعده در سن 84 سالگی از دنیا رفت.» (4) و در حالی دنیا را وداع گفت که قلبش لبریز از ایمان به خدا و عشق به محمد(ص) بود. بدنش را در مکه معظمه در مقبره حجون معروف به «قبرستان ابوطالب » دفن کردند. با مرگ او خیمه ای از حزن و اندوه بر پیامبر اسلام و مسلمانان آن روز که کمتر از پنجاه نفر بودند، سایه افکند زیرا آنان بهترین حامی، مدافع و فداکار در راه اسلام را از دست دادند. ابن کثیر و ابن اثیر نقل می کنند: «کفار قریش پس از وفات ابوطالب بر سر مبارک پیامبر(ص) خاک - و گاهی روده گوسفند - می ریختند. (5) اندوه مسلمانان چند روز بعد با درگذشت حضرت خدیجه، رکن دیگر اسلام و حامی پیامبر خدا، دو چندان شد.(6)

درگذشت ابوطالب و خدیجه کبری مصیبت بزرگی برای رسولخدا بود. پیامبر(ص) می فرماید:

«ما نالت قریش منی شیئا اکرهه حتی مات ابوطالب »

تا زمانی که ابوطالب زنده بود، قریش نمی توانست هیچ گونه ناخوشایندی برای من ایجاد کند.»(7)

ابوطالب پس از درگذشت عبدالمطلب، کفالت و سرپرستی محمد(ص) را که هشت ساله بود به عهده گرفت و تا هنگام وفاتش، 42 سال تمام پروانه وار به گرد شمع وجود او گشت. و در تمام حالات، در سفر و حضر ازاو حراست و حفاظت کامل نمود و در راه هدف مقدس پیامبر اسلام که نشر آیین یکتاپرستی و ریشه کن کردن شرک و بت پرستی بود از هیچ کوششی دریغ ننمود، حتی به مدت سه سال در کنار پیامبر(ص) و سایر بنی هاشم در «شعب ابی طالب » - که دره ای خشک و سوزان بود - به سر برد. وی همواره ایمان خود را کتمان می کرد تا بهتر از اسلام و حضرت محمد(ص) دفاع نماید. او در ضمن اشعاری این حقیقت را بازگو می کند.

لیعلم خیار الناس ان محمدا نبی کموسی و المسیح بن مریم اتانا یهدی مثل ما اتیا به فکل بامر الله یهدی و یعصم و انکم تتلونه فی کتابکم بصدق حدیث لا حدیث المرجم

شخصیت های فهمیده بدانند که محمد; مانند موسی و عیسی پیامبر است.

همانطور که آن دو پیامبر هدایت آسمانی داشتند او نیز دارد; و تمام پیامبران به فرمان خدا مردم را راهنمایی و از گناه باز می دارند.

و شماها اوصاف او را در کتابهای آسمانی به درستی می خوانید; و این گفتار صحیحی است و رجم به غیب نیست. (8)

ابوطالب و راهب مسیحی

ابوطالب علاقه شدیدی به حضرت محمد(ص) داشت. در خانه خود او را بر فرزندان و سایر اهل خانه ترجیح می داد. اتفاقی پیش آمد که بر علاقه اش نسبت به او افزود و سعی خود را در حفاظت و مراقبت از جان او دو چندان کرد. آن اتفاق، سفر تجارتی ابوطالب به شام بود. هنگام حرکت، محمد(ص) که هنوز دوازده بهار از عمر او نگذشته بود زمام شتر عمو را گرفت و در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت: «عمو جان، مرا به که می سپاری؟»

ابوطالب از این جمله اندوهگین شد و تصمیم گرفت برادرزاده اش را همراه خود ببرد. او را بر روی شتری که خود سوار بود جای داد و با خود به شام برد، در طول مسیر به محلی به نام «بصری » رسیدند. دیری در آن جا بود و راهبی نصرانی در آن سکونت داشت. رهبانان دیگر برای دیدار ازراهب بزرگ به آنجا می آمدند. هر سال قافله ای از قریش از آن محل می گذشت و راهب به آنها اعتنایی نمی کرد. در آن سال بر خلاف گذشته، راهب از اهل قافله دعوت به عمل آورد و آنها را اطعام داد.

راهب متوجه ابری شد که بر فراز قافله قریش سایه افکنده است. دانست کسی در میان این جمع مورد عنایت خدای بزرگ است. اهل قافله پس از آن که به دعوت راهب وارد صومعه شدند، راهب دید ابر از حرکت باز ایستاده است. سؤال کرد: «آیا کسی از قافله بیرون مانده است؟» گفتند: «کودکی نزد شتران و بارها مانده است.»

راهب گفت: «بگویید او هم داخل شود.» محمد(ص) وارد شد. راهب قامت او را به دقت نظاره کرد. یکی از اهل کاروان خطاب به راهب گفت: «در گذشته از ما پذیرایی نمی کردی، آیا پی آمدی روی داده است که ما را به حضور پذیرفته ای؟»راهب در پاسخ گفت: «آری چنین است. شما اینک میهمان من هستید» پس از آن که اهل کاروان غذا خوردند و متفرق شدند، راهب با ابوطالب و حضرت محمد (ص) در کنجی در خلوت به گفتگو نشستند. راهب خطاب به محمد(ص) گفت: «ای پسر، تو را به لات و عزی - دو بت بزرگ در مکه - قسم می دهم که هر چه را می پرسم پاسخ گویی.»

حضرت محمد فرمود: «لا تسالنی باللات و العزی فوالله ما ابغضت شیئا قط بغضهما; با سوگند به بت لات و عزی از من چیزی سؤال نکن. به خدا قسم به هیچ چیزی مانند آنها بغض و عداوت ندارم.» راهب گفت: «پس تو را به خدا قسم می دهم سؤالات من را پاسخ گویی.» حضرت محمد(ص) گفت: «از هر چه می خواهی سوال کن.»

سپس راهب مطالبی درباره حالات حضرت، از خواب و بیداری و سایر کارهایش پرسید. حضرت همه را همانگونه که راهب فکر می کرد و در انجیل و سایر کتابها درباره پیغمبر خاتم خوانده بود، پاسخ داد. سپس تقاضا کرد که بین دو شانه او را ببیند. راهب مهر نبوت را میان دو شانه حضرت مشاهده کرد. بعد سؤالاتی از ابوطالب کرد. از او پرسید: «این پسر با تو چه نسبتی دارد؟ گفت: «فرزند من است » راهب گفت: «او فرزند تو نیست » ابوطالب گفت: «او فرزند برادر من است » راهب پرسید:«پدرش کجاست؟» ابوطالب گفت: «پدرش در هنگامی که مادرش او را آبستن بود از دنیا رفت.» راهب کلام ابوطالب را تصدیق کرد و گفت: «او را به مکه بازگردان و در حفظ او از دست یهود کوشا باش.

«فوالله لئن راوه و عرفوا منه ما عرفت لیبغنه شرا فانه کائن لابن اخیک هذا شان عظیم فاسرع به الی بلده;

به خدا سوگند، اگر یهود به او دست یابند و آنچه من درباره او دانستم بدانند، با وی دشمنی خواهند کرد و او را می کشند. این کودک آینده بسیار روشن و درخشانی دارد، سریع او را به شهرش برگردان.»(9)

ابوطالب این داستان را به شعر درآورده است. دو بیت آن را می آوریم.

ان ابن امنة النبی محمدا عندی یفوق منازل الاولاد لما تعلق بالزمام رحمته و العیس قد قلصن بالازواد

محمد پسر آمنه که پیامبر است، مرتبه اش نزد من از فرزندانم بیشتراست.

هنگام سفر عنان مرا گرفت; در آن حال که مانند گیاهان پیچنده بر من پیچیده بود، بر او شفقت ورزیدم.(10)

اسلام ابوطالب و تهمتهای ناروا

علمای امامیه و نیز علمای زیدیه و برخی از علمای (11) اهل سنت به استناد روایات اسلامی و حکایات تاریخی که در صفحات بعد خواهد آمد، بر این عقیده اند که ابوطالب پس از بعثت پیامبر(ص) و اعلان علنی اسلام در سال سوم بعثت پس از نزول آیه «و انذر عشیرتک الاقربین » (12) به آیین حیاتبخش اسلام ایمان آورد و تا روزی که زنده بود مسلمان بود و با دلی مالامال از ایمان و اخلاص به آیین توحید از این دنیا رفت اما برای آن که از آیین یکتاپرستی بهتر دفاع کند و مسؤولیت خود را در حفظ جان پیامبر(ص) در پیشبرد اهدف اسلام بیشتر ادا نماید، تقیه کرد و ایمان و اعتقاد خود را نسبت به اسلام و پیامبر(ص) کتمان نمود.

اما مع الاسف بعضی از علمای اهل سنت به دور از حق و انصاف در اسلام ابوطالب تردید کرده و در مقام اظهار نظر توقف نموده و گفته اند که نسبت به اسلام ابوطالب امر به ما مشتبه است و در مسلمان بودن او تردید داریم.(13) برخی دیگر از علمای اهل سنت که نسبت به امیرالمؤمنین علی(ع) کینه قلبی داشته و برای جلوگیری از نشر فضایل آن حضرت از هیچ کوششی دریغ نمی کرده اند، برای پایین آوردن مقام و منزلت آن حضرت، نه تنها اسلام پدرش را انکار نموده، بلکه با گستاخی تمام گفته اند: «بعضی آیات کفر و عذاب در قرآن کریم در شان ابوطالب نازل شده است. درباره کسی که ابن ابی الحدید می گوید: «ان الاسلام لولا ابوطالب لم یکن شیئا مذکورا; اگر ابوطالب نمی بود از اسلام هم خبری نبود.»(14)

گروهی از نویسندگان اهل سنت با نقل گفته های این مغرضان در کتابهای خود، بدون اینکه تحقیق و بررسی در این باره کرده باشند. افکار مردم عوام را نسبت به این بزرگ مرد الهی و فدایی اسلام و قرآن، مخدوش کرده اند و کار را به جایی رسانده اند که اگر شیعه ای در مکه معظمه کنار پل حجون بخواهد بر سر مزار ابوطالب فاتحه ای بخواند و طلب مغفرت نماید، با تمسخر و عتاب مواجه خواهد شد.

مغرضان و متعصبان چون نتوانسته اند حمایتهای شجاعانه و فداکاریهای مخلصانه آن مرد بزرگ را از اسلام و پیامبر(ص) انکار نمایند از این طریق خواسته اند آن از خود گذشتگی ها را توجیه نمایند و گفته اند که ابوطالب حمایتهایش از روی ایمان و اعتقاد به پیامبر(ص) نبوده بلکه به دلیل نسبت فامیلی و روی علاقه شدیدی که به برادرزاده اش محمد داشته است، در برابر مخالفان و مشرکان می ایستاد و از او دفاع می کرد تا جان پسر برادرش سالم بماند. اما به آیین و مکتب محمد(ص) کاری نداشت.

با اندکی تامل و دقت در حمایتها و جانفشانی های مخلصانه ابوطالب به بی اساس بودن این توجیهات و بی انصافی و غرض ورزی دشمنان اهل بیت پی می بریم; زیرا مگر ممکن است شخصیتی مثل ابوطالب که از مقام و منزلت والایی در بین قریش و مردم مکه برخوردار بوده بر خلاف اعتقاد درونی خود و فقط بر اثر نسبت خانوادگی حاضر شود تمام هستی خود را فدای محمد(ص) نماید؟ آیا ممکن است برای شخصیتی مثل ابوطالب به دلیل دوست داشتن برادرزاده اش فرزند خود علی(ع) را در خدمت او گزارد و سفارش کند تا پای جان از آیین او حمایت نماید؟ و خود نیز حاضر شود مدت سه سال در شعب ابوطالب گرسنگی و تشنگی و فشارهای روحی و جسمی را تحمل کند و در کنار محمد(ص) و یارانش به دلیل تعصب قومی و فامیلی بماند؟

بدون تردید حمایتهای همه جانبه ابوطالب از پیامبر اسلام انگیزه الهی و معنوی داشته است; نه انگیزه ای مادی و تعصب قومی. به طور قطع او تشخیص داده بوده که «پیامبر(ص) مظهر کاملی از انسانیت و فضیلت است و آیین او بهترین برنامه سعادت بشریت است، و دفاع از چنین مکتبی، فضیلت و شرف است.» از این رو او با عقیده به آیین و مکتب اسلام در مقام دفاع از برادرزاده اش برخاست و مدت ده سال باقیمانده عمرش که پس از بعثت آن حضرت در قید حیات بود، لحظه ای از فداکاری و از خودگذشتگی ننشست و با قلبی مملو از ایمان و اعتقاد به خدا و قیامت و پیامبر(ص) جهان را وداع گفت و در جوار رحمت حق و رضوان او قرار گرفت سلام و درود خدا و پیامبران و فرشتگان بهشت بر او باد.

در فداکاری و ایمان ابوطالب همین بس که ابن ابی الحدید درباره اش چنین اشعاری به ثبت رسانده است:

و لولا ابوطالب و ابنه لما مثل الدین شخصا فقاما فذاک بمکة آوی و حامی و هذا بیثرب جس الحماما تکفل عبد مناف بامر و اودی فکان علی تماما(15)

اگر ابوطالب و فرزندش علی نبود، ستون دین برپا نمی شد.

ابوطالب در مکه از دین خدا حمایت کرد و به آن پناه داد; و علی در مدینه کبوتر دین را به پرواز درآورد.

ابوطالب کاری را در دست گرفت و چون درگذشت علی آن را به اتمام رسانید.

پی نوشتها:

(1)الفصول المهمة، ص 30.

(2)سیره حلبی،ج 1، ص 184.

(3)ابوطالب مؤمن قریش، ص 116.

(4)کامل ابن اثیر، ج 1، ص 507.

(5)بدایه و نهایه ابن کثیر، ج 3، ص 120; کامل ابن اثیر، ج 2، ص 507(6)«وفات خدیجه سه روز یا 35 روز و یا 55 روز بعد از وفات ابوطالب واقع شده است.» (کامل ابن اثیر ج 1، ص 507.)

(7)همان مدرک.

(8)تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 34.

(9)سیره ابن هشام، ج 1، ص 191، سیره حلبی، ج 1، ص 191; طبقات الکبری لابن سعد، ج 1، ص 129; تاریخ طبری، ج 2، ص 32; الغدیر، ج 7، ص 342.

(10)الغدیر، ج 7، ص 343 به نقل از تاریخ ابن عساکر، ج 1، ص 269 و دیوان ابوطالب، ص 33.

(11)زینی دحلان، مفتی مکه متوفای 1304، از کسانی است که در میان علمای اهل سنت به مسلمان بودن ابوطالب اعتراف نموده است.

(12)شعراء (26) آیه 214.

(13)ابن ابی الحدید معتزلی، از جمله کسانی است که در اسلام آوردن ابوطالب توقف کرده است. او پس از نقل روایات و حکایات و تحلیل گفتار علما، ده ها صفحه از شرح خود بر نهج البلاغه (ج 14، ص 52 - 84) را در تایید مسلمان بودن ابوطالب و جرح و تعدیل آن مطلب نوشته است; ولی قبل از پایان بحث چنین می نویسد: «فاما انا فان الحال ملتبسة عندی الاخبار متعارضة و الله العالم بحقیقة حاله کیف کانت; من نسبت به اسلام ابوطالب تردید دارم و حال او به دلیل اخبار متعارضه مشتبه است و خداوند بهتر از حال او خبر دارد که آیا مسلمان بوده است یا خیر.» سپس در چند سطر بعد می نویسد: خلاصه کلام آن که روایاتی که دلالت بر اسلام ابوطالب دارد بسیار زیاد است و چون روایاتی هم داریم که او به آیین قوم خود از دنیا رفته است، به مقتضای قانون اصولی جرح و تعدیل باید توقف کرد. و می گوید: «فانا فی امره من المتوقفین; من نیز در مسلمان بودن ابوطالب از موقفین هستم.» (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 14 ص 82.) هر انسان با انصافی اگر توجه به اوضاع صدر اسلام و زمان زندگانی ابوطالب داشته باشد و با توجه به اصل تقیه و کتمان ایمان ابوطالب برای حفظ و حراست ازجان پیامبر(ص) نباید در ایمان و اسلام ابوطالب تردید به خود راه دهد و روایاتی که در مسلمان نبودن ابوطالب آمده اگر جعلی نباشد، از روی تقیه بوده است. به نظر مؤلف عقیده ابن ابی الحدید نسبت به ابوطالب این بوده که او ابوطالب را مسلمان می دانسته و معتقد بوده که وی با اسلام از دنیا رفته است لکن او نیز تقیه کرده و از تهمتهای علمای متعصب زمان خود ترسیده و جرات نکرده با صراحت عقیده خود را درباره مسلمان بودن ابوطالب بیان دارد. و الله اعلم بحقیقة حاله.

(14)شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 142.

(15)شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 14، ص 84.

مظهر ولایت ص 45

سیداصغر ناظم زاده قمی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()




سپاه پاسداران انقلاب اسلامی


"سپاه پاسداران در سایه روحیه انقلابی و معنویتی كه از سرچشمه جوشان دل منور و روح مصفای آن امام عارفان و قدوه صالحان پیوسته می جوشید و بیش از همه، جوانان رزمنده و خالص سپاه و بسیج را سیراب می كرد، توانست نقش تعیین كننده ای را در دفع حمله ایادی استكبار به جمهوری اسلامی ایفا كند و در كنار ارتش و با به كارگیری بسیج مردمی، درس تلخی به دشمنان اسلام بدهد و حفظ استمرار نظام جمهوری اسلامی را تضمین كند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه مولود مبارك انقلاب اسلامی است، در همه جهان پس از صدر اسلام پدیده بی سابقه ای است. این پدیده در حقیقت، مظهر عینی و مجسمی است برای شعارهای انقلاب اسلامی، شعار ایستادگی در مقابل همه قدرتهای بزرگ با سلاح اتكال به خدا، شعار ایستادگی در مقابل همه قدرتهای بزرگ با سلاح اتكال به خدا، شعار غلبه خون بر شمشیر و شعار حركت برای نجات مستضعفان و از همین رو است كه سلطه های بزرگ در سراسر جهان با چشم انزجار و نفرت، بدین پدیده الهی می نگرند چنانكه به انقلاب اسلامی."

مقام معظم رهبری و فرماندهی كل قوا

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای "مد ظله العالی"

تشكیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:

در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 بنا به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) به جوانان غیور و انقلابی ایران اسلامی، عده ای از دلسوختگان راستین و پیروان صدیق ولایت فقیه گردهم جمع شدند و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را پی ریزی كردند.

شاید در آن روزهای نخست كه هدف سپاه را پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن مطرح می كردند، تصور نمی رفت كه چه مسئولیت سنگین و رسالت خطیری به عهده این تشكیلات تازه تأسیس خواهد بود؛ اما از آنجا كه محرك حضور در این نهاد خدمت بی شائبه به انقلاب اسلامی و اطاعت محض و عاشقانه از مقام والای ولایت فقیه بود جملگی به عنوان بازوی توانمند ولایت فقیه، خویشتن را برای هر نوع مأموریت محوله آماده كرده بودند.

حضرت امام خمینی (ره) در دوم اردیبهشت سال 1358 طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسماً تأسیس این نهاد مقدس را اعلام كردند و شورای انقلاب با تأسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گام اساسی را در جهت سازماندهی این نهاد برداشت. سپاه نهادی نظامی در جهت اهداف و آرمانهای والای انقلاب اسلامی است و نامگذاری سالروز ولادت سالار شهیدان به نام روز پاسدار از این جهت است كه سپاه آرمانی بزرگ و مقدس دارد كه حفاظت و نگهبانی از نظام و حكومتی است كه براساس اسلام ناب محمدی (ص) برپا شده است و داعیه تحقق نسبی آن را در جهان امروزی دارد و دامنه این آرمان تا زمان حكومت عدل جهانی امام مهدی (عج) نیز گسترده است و بدین لحاظ سپاه در افقی فرازمند، دارای آرمانهای مكتبی، انسانی و جهانشمول كه باید همیشه حركت خود را بدان سوی جهت دهد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()






 
مکبر دیشب  مسجد برادر محبی




سخنرانی و مداحی حاج اقا کاظمی در شب شهادت ان امام همام




قرائت یک صفحه ای قران همراه با معنی توسط حاج اقا کاظمی و معنی آن توسط برادر بسیجی فرهاد فرجی



پذیرایی از مهمانان مسجد در شب شهادت امام موسی کاظم ع



با تشکر فراوانو ارزوی توفیق روز افزون برای کربلایی منصور شریفی در تصویر بردار ی از این مراسمات معنوی و ارسال بموقع آن برای درج در فضای مجازی و اینترنت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()



سخنرانی فرماندهی محترم سپاه ناحیه لنگرود در این مراسم











توضیحات و ارائه مختصر گزارش کار پایگاه بسیج برادران و چگونگی ساخت پایگاه توسط برادر اکبردوست فرماندهی محترم پایگاه بسیج شهید دستغیب کیاگهان






در پایان این مراسم حکم فرماندهی پایگاه بسیج تقدیم سرکار خانم نظری گردید





در پایان نیز از پایگاه در حال ساخت روستا بازدید بعمل اوردند











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی