وبلاگ مسجد امام حسین(ع) روستای كیاگهان و دادقانسرا از توابع بخش کومله شهرستان لنگرود
مسجد امام حسین (ع) كیاگهان و دادقانسرا در هفته دولت سال 94 با حضور فرماندار و آقای مهندس لاهوتی نماینده محترم شورای اسلامی و حمع
درباره وبلاگ


با اینكه پروانه ساخت مسجد در سال 1388 اخذ شده بود ولی بدلیل عدم تمكن مالی اهالی روستا و عدم كمك متصدیان امر موفق به ساخت مسجد نشدیم. اما با كوشش و تلاش و برنامه ریزی و همت والای هیات امناء مسجد و همیاران پر تلاش، مسجد در كمتر از یكسال ساخته شد و مورد بهره برداری موقت قرار گرفت. در حال حاضر برای تكمیل آن (ایزوم گام نمودن و سنگ نمای بیرونی و تامین فرش سجاده ای طبقه دوم، سفید كاری) نیاز مبرم به كمك مالی شما عزیزان داریم.لازم بذكر است تاسیس این مسجد در سال 1273 بوده است. از سال 93 تاكنون(فروردین 95) 19 میلیون تومان در 5 مرحله ازطرف اداره اوقاف و خیریه و تبلیغات اسلامی شهرستان لنگرود و استان كمك مالی شده اشت.
برای تكمیل مسجد منتظر كمك مالی شما هستیم.
شماره حساب جاری نزد بانك سپه املش :142800112005
شماره 16 رقمی عابر بانك سپه :5892101095178055
هر دو شماره حساب بنام مسجد امام حسین(ع) کیاگهان و دادقانسرا می باشد.

مدیر وبلاگ : مدیر وبلاگ مهندس نعمت پیكران مانا
مطالب اخیر
نظرسنجی
نظر شما درباره ی برگزاری جشن میلاد امام زمان عج چیست؟











1 مرحوم سیّد مرتضى ، شیخ حرّ عاملى و برخى دیگر به نقل از ابوهاشم جعفرى آورده اند:
روزى به محضر مبارك امام حسن عسكرى علیه السلام وارد شدم ، دیدم كه در حال نوشتن نامه اى مى باشد، لحظاتى را در خدمت آن حضرت نشستم تا آن كه هنگام نماز فرا رسید.
بدین جهت ، از ادامه نوشتن خوددارى نمود و در همان لحظه ، نامه و قلم را بر زمین نهاد و برخاست مشغول خواندن نماز گردید.
و من مواظب احوال و اوضاع بودم ، كه ناگهان متوجّه شدم در حالى كه امام علیه السلام مشغول نماز بود، قلم روى كاغذ حركت مى كرد و خطّ مى نوشت ، تا آن كه نامه به پایان رسید و من با مشاهده چنین معجزه اى سجده شكر به جاى آوردم .
و چون نماز پایان یافت و حضرت سلام نماز را داد، قلم را از روى زمین برداشت ؛ و سپس اجازه فرمود تا افرادى كه منتظر زیارت و ملاقات حضرت بودند، وارد شوند.(62)
2 محمّد بن حسن شمعون گوید:
روزى از روزها چشم هایم سخت درد مى كرد و آنچه مداوا كردم سودى نبخشید و بالا خره یكى از دو چشمم نابینا شد و دوّمى هم در حال از بین رفتن بود.
نامه اى به حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام نوشتم و تقاضا نمودم تا حضرت براى بهبودى چشم هایم دعا فرماید.
امام علیه السلام در جواب نامه ، چنین مرقوم فرمود: خداوند متعال چشم نابینایت را برگرداند و آن دیگرى را صحیح و سالم گرداند.
و نیز در ذیل نامه نوشته بود: خداوند به تو پاداش نیك و جر جزیل عنایت گرداند.
محمّد گوید: از این كه چشم هایم خوب شد خوشحال شدم ؛ ولى معناى آخرین جمله امام علیه السلام را نفهمیدم ، تا آن كه یكى از فرزندانم وفات یافت و فهمیدم تسلیت آن حضرت به جهت آن بوده است .(63)
3 احمد بن اسحاق حكایت كند:
روزى به محضر مبارك امام حسن عسكرى علیه السلام شرفیاب شدم ، هنگامى كه در خدمت حضرت نشستم ، فرمود: ((الحمد للّه ))، پیش از آن كه از دنیا بروم ، خداوند متعال خلیفه و جانشین مرا به من نشان داد و فرزند عزیزم را دیدم .
او از جهت شمائل و صفات ، شبیه ترین مردم به رسول اللّه صلى الله علیه و آله مى باشد، خداوند حافظ و نگهدار او خواهد بود تا آن كه پس از غیبتى طولانى ظهور نماید و زمین را پر از عدل و داد گرداند.(64)
4 همچنین ابوهاشم جعفرى گوید:
روزى نزد حضرت ابومحمّد، امام حسن عسكرى علیه السلام شرفیاب شدم و نشتستم .
حضرت فرمود: یكى از گناهانى كه مورد عفو و مغفرت قرار نمى گیرد، این است كه شخصى گناهى مرتكب شود و بگوید: اى كاش فقط به همین گناه عقاب شوم و آن را سبك و ناچیز شمارد.
من پیش خود فكر كردم : چقدر سخت و دقیق است ، پس انسان باید همیشه مواظب اعمال و حركات خود باشد.
حضرت از افكار من آگاه شد و فرمود: آنچه با خود حدیث نفس كردى ، اهمیّت بده و آن را رها نكن و بدان كه گناهِ شرك به خداوند متعال از حركت مورى بر سنگى صاف و ظریف ، مخفى تر خواهد بود.(65)
5 مرحوم كلینى و برخى دیگر از بزرگان به نقل از ابوهاشم جعفرى آورده اند:
روزى در محضر مبارك حضرت ابومحمّد امام حسن عسكرى علیه السلام وارد شدم و با خود گفتم : اى كاش حضرت نگین انگشترى ، به من هدیه مى نمود تا نزد انگشترساز ببرم و ركاب مناسبى براى آن بسازد و به عنوان تبرّك به دست خود نمایم .
و چون مقدارى نشستم ، بلند شدم و بدون آن كه در فكر نگین انگشتر باشم ، خواستم كه خداحافظى كنم .
پس امام علیه السلام انگشترى را تحویل من داد و فرمود: اى ابوهاشم ! تو نگین خواستى ؛ ولى ما نگینى همراه با ركاب آن به تو مى دهیم ، خداوند آن را براى تو مبارك گرداند.
پس از آن گفتم : اى سرور و مولایم ! شهادت مى دهم كه تو حجّت و ولىِّ خدا هستى و امام و پیشواى من خواهى بود و من بر این شهادت اعتقاد راسخ دارم ؛ سپس حضرت فرمود: خداوند متعال تو را مورد مغفرت و رحمت خود قرار دهد.(66)






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی